ترجمه "recherche" به فارسی
پژوهش, تحقیق, جستجو بهترین ترجمه های "recherche" به فارسی هستند.
recherche (par la police) [..]
-
پژوهش
nounInvestigation scientifique orientée vers la découverte et l'application de nouveaux faits, techniques et lois naturelles.
Et là c'est moi avec le président Obama, lui montrant ma recherche sur la sécurité intérieure.
این منم با پرزیدنت اوباما، که به او پژوهش امنیت میهنام را نشان میدادم.
-
تحقیق
nounInvestigation scientifique orientée vers la découverte et l'application de nouveaux faits, techniques et lois naturelles.
Des scientifiques polonais effectuent des recherches en Afrique.
دانشمندان لهستانی در آفریقا به تحقیق میپردازند.
-
جستجو
nounL'idée derrière cela est que faire la recherche la plus précise possible implique de l'intelligence.
و ایدهی پشت اون انجام کار کامل با جستجو کردنه. واقعا باید باهوش باشین.
-
ترجمه های کمتر
- اکتشاف
- تتبع
- تجسس
- تلاش
- جستار
- جستجو کردن
- جویش
- دنبال
- طلب
- نیشتر
- پژوهش توسعه
- پژوهش علمي
- پژوهش كاربردي
- پژوهش و توسعه
- پژوهش پايهاي
- پژوهش کردن
- پیشه
- چیز یافته
- کاوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recherche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جستجو
nounRechercher « des trésors cachés » te réclamera du temps et des efforts.
به یاد داشته باشید که جستجو برای ‹گنجی پنهان› طبعاً وقت و زحمت بسیار میطلبد.
عباراتی شبیه به "recherche" با ترجمه به فارسی
-
درخت جستجوی دودویی خود-متوازن
-
طرحهای تحقیقاتی · طرحهای پژوهشی · پروژههای تحقیقاتی
-
تحقیق · تکنولوژی · مهندسی · پژوهش · پژوهش توسعه · پژوهش علمي · پژوهش كاربردي · پژوهش و توسعه · پژوهش پايهاي
-
بازيابي دادهها · بازیابی اطلاعات
-
پژوهش اجتماعی
-
آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری میدانی · کارآزماییهای ميداني