ترجمه "regarder" به فارسی

دیدن, دیدَن, تماشاکردن بهترین ترجمه های "regarder" به فارسی هستند.

regarder verb دستور زبان

Avoir les yeux, la vue sur quelqu’un ou quelque chose [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    La plupart des gens aiment regarder la telé.

    خیلی از مردم تلویزیون دیدن را دوست دارند.

  • دیدَن

    verb
  • تماشاکردن

  • ترجمه های کمتر

    • نگاهکردن
    • پاییدن
    • نگاه کردن
    • بین
    • نگریستن
    • مشاهده کردن
    • نظاره کردن
    • وابسته بودن
    • وابسته بودن به
    • پنداشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regarder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "regarder"

عباراتی شبیه به "regarder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "regarder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه