ترجمه "relation" به فارسی
رابطه, ارتباط, آشنا بهترین ترجمه های "relation" به فارسی هستند.
relation
noun
feminine
دستور زبان
relation (avec qqn) [..]
-
رابطه
nounÀ trier [..]
Cette année, quand on y réfléchit bien, plus d'un milliard de couples auront des relations sexuelles.
امسال، اگر بهش فکر کنید، بیش از یک میلیارد زوج با هم رابطه جنسی خواهند داشت.
-
ارتباط
nounPuis, comme toute relation a une fin, la nôtre s'est terminée.
و از آنجایی که هر ارتباطی پایان میپذیرد، ارتباط ما هم پایان یافت.
-
آشنا
noun feminineComment faites-vous pour toujours rencontrer d'aussi merveilleuses relations?
چطور ميشه که هميشه آشنايان اعجاب انگيزي داري ؟
-
ترجمه های کمتر
- آشنایی
- اتصال
- اشنایان
- اشنایی
- افسانه
- بستگی
- تبحر
- حکایت
- خویشاوندی
- خویشاوندی باهم
- داستان
- دروغ
- شرح
- قصه
- وابستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relation" با ترجمه به فارسی
-
رابطه دوتایی
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
رابطه بین فردی
-
PR · تبليغات · روابط عمومی
-
روابط روستايي-شهري · روابط شهری-روستایی
-
همنهشتی (نظریه اعداد)
-
رابطه متقارن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن