ترجمه "relative" به فارسی
تطبیقی, تفضیلی, خویشاوند بهترین ترجمه های "relative" به فارسی هستند.
relative
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
تطبیقی
adjective -
تفضیلی
adjective -
خویشاوند
adjective
-
ترجمه های کمتر
- متناسب
- نسبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relative" با ترجمه به فارسی
-
رطوبت جوي · رطوبت نسبی · رطوبت هوا
-
اعتبار · تطبیقی · تفضیلی · خویشاوند · دارای جزئیات · متناسب · نسبی · پر جزئیات
-
اعداد صحیح · عدد درست · عدد صحیح · چیز درست
-
میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی
-
جهتها
-
گذردهی نسبی
-
عدد درست · عدد صحیح · چیز درست
-
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن