ترجمه "religion" به فارسی
دین, مذهب, کیش بهترین ترجمه های "religion" به فارسی هستند.
religion
noun
feminine
دستور زبان
Expression de la croyance et de la révérence de l'homme vers un être supérieur reconnu comme le créateur et le régisseur de l'univers.
-
دین
nounsystème de pratiques et de croyances pour un groupe ou une communauté
Toutes les religions orientales, sauf au Japon, avaient le même niveau.
و همۀ دین های شرقی به غیر از ژاپن از نظر درآمد هم سطح بودند
-
مذهب
nounCe que les religions font aussi c’est organiser le temps.
کار دیگری که مذهب میکند زمان را سازماندهی و مرتب میکند. کار دیگری که مذهب میکند زمان را سازماندهی و مرتب میکند.
-
کیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- آیین
- din
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " religion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "religion" با ترجمه به فارسی
-
ادیان ماقبل تاریخ
-
دینشناسی تطبیقی
-
دین سکولار
-
نقد دین
-
جنگ دینی
-
دین رسمی
-
آزادی ادیان
-
دینشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن