ترجمه "reporter" به فارسی

نقل, گزارشگر, از سرباز کردن بهترین ترجمه های "reporter" به فارسی هستند.

reporter verb noun masculine دستور زبان

Personne de sexe féminin qui enquête et rapporte ou rédige des nouvelles d'actualité. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقل

    noun
  • گزارشگر

    noun masculine

    journaliste qui collecte et rapport des informations sur des événements récents.

    Je viens de faire une opération du testicule du reporter!

    من يه عمل روي بيضه هاي گزارشگر انجام دادم.

  • از سرباز کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ترابری کردن
    • ترانسپورت کردن
    • رپورتر
    • عقب انداختن
    • مطرح کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reporter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reporter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reporter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه