ترجمه "reprise" به فارسی
اغاز رونق اقتصادي, بازپيشنهاد دادن, بازیابی بهترین ترجمه های "reprise" به فارسی هستند.
reprise
noun
particle
feminine
دستور زبان
rétablissement (d’une maladie) [..]
-
اغاز رونق اقتصادي
noun feminine -
بازپيشنهاد دادن
noun feminine -
بازیابی
noun feminineTu dois reprendre des forces.
باید نیروت رو بازیابی کنی
-
ترجمه های کمتر
- دفعه
- سوابق کاری
- نسخه بازخوانی
- کرات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reprise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reprise" با ترجمه به فارسی
-
بازتصاحب کردن
-
فحش · لعنت · لعنتی
-
چندین و چندبار
-
بازپروری اقتصادی
-
ادامه یافتن · از سرگرفتن · انتقاد کردن · انتقادکردن · برداشتن · تازیانه زدن · ترمیم کردن · تلافی کردن · خطابه گفتن · خلاصه کردن · در آغوش گرفتن · درک کردن · دوباره پیدا کردن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · سرکوفت زدن · سوابق کاری · شامل بودن · شمردن · شکست دادن · غصب کردن · متنبه کردن · منزل دادن به · نصحیت کردن · نکوهش کردن · وسیعتر کردن · پرچانگی کردن · پس دادن · گله کردن از
-
بهکرات · مکررا · چندین و چندبار
-
ادامه یافتن · از سرگرفتن · انتقاد کردن · انتقادکردن · برداشتن · تازیانه زدن · ترمیم کردن · تلافی کردن · خطابه گفتن · خلاصه کردن · در آغوش گرفتن · درک کردن · دوباره پیدا کردن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · سرکوفت زدن · سوابق کاری · شامل بودن · شمردن · شکست دادن · غصب کردن · متنبه کردن · منزل دادن به · نصحیت کردن · نکوهش کردن · وسیعتر کردن · پرچانگی کردن · پس دادن · گله کردن از
-
بازپروری اقتصادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن