ترجمه "requis" به فارسی
شرط لازم, لازمه بهترین ترجمه های "requis" به فارسی هستند.
requis
adjective
verb
particle
masculine
دستور زبان
Participe passé du verbe requérir.
-
شرط لازم
adjectiveD'accord, ce cours est un pré-requis. C'est seulement cet automne.
اوكى ، اين كلاس يك شرط لازم كه در پاييز فقط پيشنهادشده است
-
لازمه
adjectiveLa chose ne requiert aucun désir chez la femme, uniquement de la patience.
رابطه جنسی نیازی به تمایل نداره... از طرف زن تنها شکیبایی لازمه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " requis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "requis" با ترجمه به فارسی
-
ایجاب کردن · خست · فقر · مستلزم بودن · نیاز داشتن · نیازمند بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن