ترجمه "restaurant" به فارسی
رستوران, غذاخوری, رستورانها بهترین ترجمه های "restaurant" به فارسی هستند.
restaurant
noun
verb
masculine
دستور زبان
Lieu de restauration [..]
-
رستوران
nounHier soir, par hasard, j'ai rencontré mon professeur au restaurant.
دیروز عصر بهطور اتفاقی معلمام را در رستوران ملاقات کردم.
-
غذاخوری
établissement où l'on sert des plats préparés et des boissons à consommer sur place
On devrait voler quelques snacks du restaurant avant de voler la voiture d'Han?
باید یکم اسنک از غذاخوری بدزدیم قبل از اینکه ماشین هان رو بدزدیم
-
رستورانها
nounDans les meilleurs restaurants on plie les toasts.
توي بهترين رستورانها ، نون فرانسوي رو تا ميکنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restaurant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restaurant" با ترجمه به فارسی
-
غذاخوری گردان
-
رستوران فست فود
-
واگن رستوران
-
بازیابی · برگرداندن · حرکت به عقب · ناهار خوردن
-
واگن رستوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن