ترجمه "retraite" به فارسی
بازنشستگی, حقوق, حقوق سالمندی بهترین ترجمه های "retraite" به فارسی هستند.
retraite
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Endroit sauf pour se réfugier ou se protéger.
-
بازنشستگی
nounpériode de retrait de la vie active
Et, pour finir, retraite en espagnol se dit 'jubilación'.
و به عنوان نکته آخر، بازنشستگی به اسپانیایی میشه jubilación.
-
حقوق
noun feminineOn prend seulement le montant de nos retraites.
ما دقيقا همون مقداري که واسه حقوق بازنشستگيمون ميخوايم ميدزديم ، درسته ؟
-
حقوق سالمندی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- عقب نشيني
- مستمریها
- پانسیون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retraite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "retraite"
عباراتی شبیه به "retraite" با ترجمه به فارسی
-
تورفتگی
-
ازاله · تورفتگی · جمعشدگی · رفع
-
تورفتگی
-
عقب نشینی
-
مزایای بازنشستگی
-
بیرون آمدگی · تورفتگی معلق · تورفتگی کاهش یافته
-
تورفتگی
-
کنارگذاری زمین · کنارگذاشتن زمین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن