ترجمه "rideau" به فارسی
پرده, جدار, دیوار بهترین ترجمه های "rideau" به فارسی هستند.
rideau
noun
masculine
دستور زبان
Morceau de textile placé devant une fenêtre pour bloquer les rayons du soleil.
-
پرده
nounpièce de tissu dont le but est de diminuer la présence d'une ouverture [..]
J'ai besoin de quelqu'un qui sache quand fermer le rideau.
من نياز به کسي دارم که بدونه چه موقع اون پرده ي لعنتي رو بکشه.
-
جدار
noun masculine -
دیوار
noun masculine -
مانع
noun masculineTes rideaux sont hideux.
مانع هاي جديد زشت هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rideau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rideau"
عباراتی شبیه به "rideau" با ترجمه به فارسی
-
پردهی خیزرانی
-
دیوار کرتین وال
-
پرده آهنین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن