ترجمه "ring" به فارسی

حلقه, گذرگاه بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.

ring noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Je me suis fait faire un ring octogonal.

    حتي رينگ تمرينم هم خودم طراحي كردم. ( رينگ هم معني حلقه ميده هم رينگ )

  • گذرگاه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ring

Ring (film)

+ اضافه کردن

"Ring" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ring در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی

  • آزمون همچسبي لاتكس · آزمونهاي حلقهاي شير · آزمونهای بهمچسبیدگی · تستهای آگلوتیناسیون
اضافه کردن

ترجمه های "ring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه