ترجمه "robuste" به فارسی

تنومند, خشک, قوی بهترین ترجمه های "robuste" به فارسی هستند.

robuste adjective masculine دستور زبان

Ayant un corps physiquement fort et robuste.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنومند

    adjective

    Sakina était grande et robuste, tandis que j’étais petite et frêle.

    سَکینا هیکلی درشت و تنومند داشت، برعکس من که کوچک و لاغراندام بودم.

  • خشک

    adjective
  • قوی

    adjective

    Elle doit avoir des jambes robustes pour satisfaire un homme.

    زنه با پاهای قوی کیفی که به مرد میده بیشتره

  • محکم

    adjective

    Regarder la jacinthe d'eau comme précieuse, esthétique, durable, robuste et résiliente.

    سنبل آبی را به عنوان چیزی با ارزش ببینند، چیزی زیبا، بادوام، محکم و مقاوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " robuste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "robuste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "robuste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه