ترجمه "rompre" به فارسی

شکستن, بریدن, تجزیه بهترین ترجمه های "rompre" به فارسی هستند.

rompre verb دستور زبان

Mettre fin à une relation. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکستن

    verb

    La façon dont Snow et moi espérions qu'elle viendrait rompre la malédiction.

    همونجوري که من و " سفيدبرفي " ايمان داشتيم اون براي شکستن طلسم برميگرده.

  • بریدن

    verb
  • تجزیه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تخلف کردن
    • جدا کردن
    • دلخور کردن
    • رخنه کردن در
    • نزاع
    • نقض کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rompre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rompre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rompre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه