ترجمه "rond" به فارسی
gerd, مدور, حامل بهترین ترجمه های "rond" به فارسی هستند.
rond
adjective
noun
masculine
دستور زبان
En forme de roue, circulaire [..]
-
gerd
adverb masculine -
مدور
adjective masculineLa terre n'est ni plate ni ronde.
زمین نه مسطح است و نه مدور.
-
حامل
noun
-
ترجمه های کمتر
- دایره
- دایره وار
- دور
- پله
- چرخش
- گرد
- گِرد
- گِردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rond" با ترجمه به فارسی
-
چوب گرد
-
عضله گرد کوچک
-
ماهیچه گرد بزرگ
-
نگهبان شب
-
انگل روده
-
فلکه · میدان · میدان عمومی · میدان وبازار
-
حلقه (الفبای لاتین)
-
سيتروس ژاپونيكا · فورتونلا ژاپونیکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن