ترجمه "roue" به فارسی
چرخ, چرخها, چرخیدن بهترین ترجمه های "roue" به فارسی هستند.
roue
noun
feminine
دستور زبان
roue (voiture) [..]
-
چرخ
noun feminineObjet permettant à un véhicule de rouler [..]
Dans les faits, nous réinventons la roue ici!
ما اینجا داریم بی کم و کاست چرخ را از اول اختراع میکنیم.
-
چرخها
Parce que je sais que nous devons amener la roue plus loin dans l'aérodynamique.
چون میدونم که ما باید فاصله چرخها رو بخاطر مسائل آیرودینامیک بیشتر کنیم.
-
چرخیدن
verb feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Roue
-
چرخ
nounDans les faits, nous réinventons la roue ici!
ما اینجا داریم بی کم و کاست چرخ را از اول اختراع میکنیم.
تصاویر با "roue"
عباراتی شبیه به "roue" با ترجمه به فارسی
-
تراکتورهای چرخدار
-
شخص مهم · چرخ و فلک
-
خودروهای موتور جلو-محور عقب
-
سرعت چرخشی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
-
چرخ
-
چرخ دنده
-
چرخها
-
چرخها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن