ترجمه "route" به فارسی
جاده, راه, khiåbån بهترین ترجمه های "route" به فارسی هستند.
route
noun
feminine
دستور زبان
Voie praticable par les voitures. ''(Sens général).'' [..]
-
جاده
nounNous avons prélevé beaucoup d'échantillons de cette route et nous les avons testés au labo.
ما نمونه های بسیاری از این جاده گرفتیم و آن ها را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار دادیم.
-
راه
nounvoie de communication terrestre
Vous empruntez une route que vous ne voudriez pas poursuivre.
داري قدم تو راهي ميذاري که برات پشيماني به بار مياره.
-
khiåbån
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- råh
- جادهها
- به جاده
- جادههاي جنگلي
- جادههاي عمومي
- جریان معمولی
- خط سیر
- خیابان
- راه آهن
- شوسه
- صراط
- طریق
- معبر
- وسط خیابان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " route " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "route"
عباراتی شبیه به "route" با ترجمه به فارسی
-
شروع از اینجا · شروع به کار
-
جاده ابریشم
-
سرعت مجاز
-
راه افتادن
-
شاهراه قرهقروم
-
تو راه · در راه
-
دوچرخهسواری جاده
-
جاده ابریشم · راه ابریشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن