ترجمه "rupture" به فارسی
شکست, ترک بهترین ترجمه های "rupture" به فارسی هستند.
rupture
noun
feminine
دستور زبان
rupture (d’une promesse) [..]
-
شکست
mais, de bien des façons, j'étais le point de rupture
ولی در خیلی مسائل من نقطه شکست بودم
-
ترک
nounSigne de crise et de décadence.
Même après leur rupture, jusqu'a sa mort, elle ne parlait que de lui.
حتي وقتي که مادرم اون رو ترک کرد, حتي وقتي که مادرم در حال مردن بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rupture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rupture"
عباراتی شبیه به "rupture" با ترجمه به فارسی
-
نوآوری تحول آفرین
-
مکانیک شکست
-
قطع رابطه
-
مقاومت خمشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن