ترجمه "rythme" به فارسی
ریتم, زمان, ضربان قلب بهترین ترجمه های "rythme" به فارسی هستند.
rythme
noun
masculine
دستور زبان
Vitesse de changement. [..]
-
ریتم
nounnotion de forme ou de mouvement
D’autres disent ne prendre plaisir qu’au rythme très marqué ou au son puissant des guitares.
بعضی دیگر میگویند از ریتم قوی یا صدای بلند گیتار لذت میبرند.
-
زمان
noun masculineRespecter le rythme, les écarts et la proportion.
زمان رو نگه دار و نسبت مسافت رو
-
ضربان قلب
nounQue tu bouges au rythme de mon cœur.
ميخام همزمان با ضربان قلب من اون رو فرو کني
-
ترجمه های کمتر
- میزان سرعت
- وقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rythme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rythme" با ترجمه به فارسی
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
-
امواج آلفا
-
آریتمی قلب
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
-
ساعت زیستی
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
-
ماشین درام
-
ریتم طبیعی قلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن