ترجمه "saison" به فارسی
موسم, فصل, فصلها بهترین ترجمه های "saison" به فارسی هستند.
Une série prédéterminée d'évènements culturels; par exemple des représentations théâtrales ou des évènements sportifs ayant lieu pendant une période temporelle étendue, mais néanmoins plus courte qu'une année. [..]
-
موسم
nounMais pendant la saison des pluies, c’est une autre affaire.
ولی در طول موسم بارانی، اوضاع فرق میکند.
-
فصل
nounتغیراتی آب وهوایی در سال که بیشتر چهار نوع است
L'été est la plus chaude saison de l'année.
تابستان گرمترین فصل است.
-
فصلها
nounConsidérons l'ancien mythe grec expliquant les saisons.
افسانه قدیمی یونان درباره فصلها رو درنظر بگیرید. افسانه قدیمی یونان درباره فصلها رو درنظر بگیرید.
-
ترجمه های کمتر
- تسکین دادن
- درست ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saison " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saison (rivière)
"Saison" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Saison در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "saison"
عباراتی شبیه به "saison" با ترجمه به فارسی
-
فصلهای زادگیری
-
فراوردههاي خارج فصلي · فراوردههای غیر فصلی
-
نخستین قسمت فصل
-
فصلهای زادگیری
-
سبزيجات غير فصلي
-
ميوههاي غير فصلي
-
فصل خشک
-
آخرین اپیزود فصل