ترجمه "sandwich" به فارسی
ساندویچ, ساندويچ, لقمه بهترین ترجمه های "sandwich" به فارسی هستند.
sandwich
noun
masculine
دستور زبان
Casse-croûte composé de divers ingrédients (typiquement de la viande, du fromage, et des condiments) placés entre deux tranches de pain.
-
ساندویچ
noundeux tranches de pain avec une garniture entre les deux
Tu ne m'as jamais préparé de sandwich de ta vie.
تا حالا تو عمرت واسه من ساندویچ درست نکردی.
-
ساندويچ
noun masculineMais avec les sandwichs, c'est là que je me suis fait des amis.
ولي با ساندويچ ، تونستم دوست پيدا کنم.
-
لقمه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sandwich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sandwich"
عباراتی شبیه به "sandwich" با ترجمه به فارسی
-
بستنی نونی
-
ساندویچ مربا و کره بادام زمینی
-
جزاير ساندويچ جنوبي · جزایر فالکلند · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس
-
جزاير ساندويچ جنوبي
-
ساندویچ ژامبون
-
ترکیب ساندویچی
-
ساندویچ کلاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن