ترجمه "sanitaire" به فارسی
بهداشت, حفظ الصحه بهترین ترجمه های "sanitaire" به فارسی هستند.
sanitaire
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بهداشت
nounQuand le contrôleur sanitaire va arriver, assure-toi que le frigo est bien baissé.
وقتي بازرس بهداشت اومد حواست باشه فريزر درجه اش تا آخر پايين باشه
-
حفظ الصحه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanitaire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sanitaire" با ترجمه به فارسی
-
نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري
-
خاکچالها · خاکچالهاي بهداشتي · خاکچالهای پسمانده
-
آمبولانس هوایی
-
ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
-
برنامه بيمه بهداشتي
-
حفظ سلامتی
-
کاهش آسیب
-
قانونگذاري بهداشت همگانی · قانونگذاری بهداشت عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن