ترجمه "sauge" به فارسی
مریمگلی, خزنه, سلوی بهترین ترجمه های "sauge" به فارسی هستند.
sauge
noun
feminine
دستور زبان
Petite plante pérenne de l'espèce Salvia officinalis utilisée à des fins médicales et culinaires.
-
مریمگلی
-
خزنه
On n'a pas de sauge.
ما " خزنه " نداريم
-
سلوی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- مریم گلی
- مریمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sauge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sauge
-
خزنه
On n'a pas de sauge.
ما " خزنه " نداريم
تصاویر با "sauge"
عباراتی شبیه به "sauge" با ترجمه به فارسی
-
مریمگلی بنفش
-
راوید
-
سلوی · مریم گلی · مریمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن