ترجمه "savant" به فارسی
دانا, دانشمند, متخصص بهترین ترجمه های "savant" به فارسی هستند.
savant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دانا
noun masculine -
دانشمند
noun masculineLes savants n’ont pas arrêté la moisson des morts due aux maladies.
و دانشمندان نیز نتوانستهاند بیماریهای مرگآور را متوقف کنند.
-
متخصص
adjective masculine
-
ترجمه های کمتر
- استاد
- به اطلاع
- خبره
- دانش پژوه
- زبر دست
- شناسا
- عالم
- ماهر
- متبحر
- کاردان
- کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " savant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "savant" با ترجمه به فارسی
-
سندرم ساوانت
-
قضیه میمون نامتناهی
-
دانشمند دیوانه
-
دانشمند · عالم
-
انجمن علمی
-
جانوران سيرك · جانوران نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن