ترجمه "sel" به فارسی
نمک, namak, املاح بهترین ترجمه های "sel" به فارسی هستند.
sel
noun
masculine
دستور زبان
Un condiment (NaCl - chlorure de sodium) utilisé dans la nourriture pour en relever ou en améliorer la saveur (communément en association avec du poivre).
-
نمک
nounminéral cristallin, condiment
Pouvez-vous me passer le sel, s’il vous plait ?
آیا میتوانید آن نمک را به من بدهید؟
-
namak
noun masculine -
املاح
composé ionique
Et des océans ce chargent de sel.
و اقيانوس ها سنگين مي شوند با املاح.
-
ترجمه های کمتر
- نمکها
- شوری
- نمك
- نمک پاشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sel"
عباراتی شبیه به "sel" با ترجمه به فارسی
-
کربنات لیتیم
-
نمك روميزي · نمک طعام · نمک معمولی
-
پتاسیم سدیم تارترات
-
مرد نمکی
-
پروپیوناتها (نمکها)
-
آمونیوم آهن(II) سولفات
-
مواد غذایی معدنی · نمكهاي غذايي · نمكهاي معدني
-
نمک بودار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن