ترجمه "semer" به فارسی
افشاندن, حروفچینی کردن, کاشتن بهترین ترجمه های "semer" به فارسی هستند.
semer
verb
دستور زبان
Disperser ou enterrer des graines de plantes.
-
افشاندن
verbVoilà qui nous rappelle l’homme qui sème de la semence et qui dort la nuit.
این بخش از تشبیه عیسی ما را به یاد تشبیه برزگر میاندازد که پس از افشاندن بذرها شب به خواب رفت.
-
حروفچینی کردن
verb -
کاشتن
verbAfin de résoudre un problème de santé publique, l'agence a semé les graines d'un autre problème.
و به منظور حل یک معضل بهداشت عمومی دفتر نمایندگی در حال کاشتن تخم مشکل دیگری است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "semer" با ترجمه به فارسی
-
از هر دست بدی از همون دست میگیری
-
سماع
-
چراگاههای بذرکاریشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن