ترجمه "sentir" به فارسی
buedan, بوییدن, احساس کردن بهترین ترجمه های "sentir" به فارسی هستند.
sentir
verb
دستور زبان
Être conscient à travers la peau ; utiliser le sens du toucher. [..]
-
buedan
verb -
بوییدن
verb -
احساس کردن
verbJe ne me sentais pas encore prêt pour ce travail.
احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم. احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم.
-
ترجمه های کمتر
- انبوییدن
- بو
- بو داشتن
- حدس زدن
- حس بویایی
- حس شامه
- حس کردن
- طعم
- عطر
- عطر و بوی
- مظنون بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sentir" با ترجمه به فارسی
-
حرف توخالی · حرف مزخرف
-
غیرت
-
عبور یکطرفه
-
قابل فهم
-
عبور دوطرفه
-
جهش بیمعنی
-
ارش · اهمیت · مفاد · مقصود · منظور
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن