ترجمه "seul" به فارسی
تنها, فقط, تنهایی بهترین ترجمه های "seul" به فارسی هستند.
seul
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Déprimé par un sentiment de solitude. [..]
-
تنها
adverbLa seule langue que Tom peut parler est le français.
تنها زبانی که تام میتواند به آن صحبت کند فرانسوی است.
-
فقط
adverbC'est le seul moyen pour inverser ce qu'il m'est arrivé.
فقط یه راه واسه معکوس کردن اتفاقی که واسم افتاده هست.
-
تنهایی
adverbJuste parce que je suis seul ne signifie pas que je sois solitaire.
چون تنهام دلیل نمیشه که احساس تنهایی می کنم.
-
ترجمه های کمتر
- ادم
- بیکس
- تَنها
- تک
- صرفا
- کسی
- یک
- یکدونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "seul"
عباراتی شبیه به "seul" با ترجمه به فارسی
-
فقط خواندنی
-
لوح فشرده فقط خواندنی
-
دورافتاده
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن