ترجمه "sirop" به فارسی
شربت, shrbt, شربت (دارو) بهترین ترجمه های "sirop" به فارسی هستند.
sirop
noun
masculine
دستور زبان
Liquide épaix très sucré qui est ajouté ou versé sur la nourriture pour lui donner du goût.
-
شربت
nounAutant de sirop, c'est traître.
تو که به اندازه ي کافي. از اون شربت سرفه وحشتناک خوردي
-
shrbt
noun masculine -
شربت (دارو)
sucrée, solution épaisse, concentré
-
شیره
noun masculineLe sirop est toujours humide.
دست که میزنی شیره اش میچسبه به دستت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sirop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sirop"
عباراتی شبیه به "sirop" با ترجمه به فارسی
-
شربت ذرت
-
زولبیا
-
شربتهای گلوکوز
-
شربت انار
-
شربت افرا · شيره افرا
-
بیماری ادرار شربت افرا
-
تغذیه زنبور · شربت · شربت (براي تغذيه زنبور)
-
شربت افرا · شیره درخت افرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن