ترجمه "ski" به فارسی
اسکی, چوب اسکی, اسکی بازی بهترین ترجمه های "ski" به فارسی هستند.
ski
noun
masculine
دستور زبان
Patin très long (1) [..]
-
اسکی
noun masculinemoyen de transport, activité récréative et sport de glisse
Nous pouvons ici profiter du ski pendant l'année entière.
ما در تمام طول سال می توانیم در اینجا از اسکی کردن لذت ببریم.
-
چوب اسکی
accessoire permettant à une personne de skier
un enfant dans un verger, un bâton de ski en guise d'épée,
از یه پسر در باغ باشه ، با یه چوب اسکی به جای شمشیر،
-
اسکی بازی
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ski"
عباراتی شبیه به "ski" با ترجمه به فارسی
-
اسکیباز پرش
-
اسکی آلپاین
-
پرش با اسکی
-
اسکی سرعت
-
اسکی نمایشی
-
اسکی روی آب · سکی روی آب
-
اسکی صحرانوردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن