ترجمه "soeur" به فارسی

خواهر, خواهرها, آبجی بهترین ترجمه های "soeur" به فارسی هستند.

soeur noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun

    C'est dans la guerre qu'ils ont tué ma mère et mes soeurs.

    آنها مادر و خواهر من را در جنگ کشتند.

  • خواهرها

    Oui, je pense que Spencer est en route pour tuer l'une des soeurs.

    آره ، فک کنم " اسپنسر " داره ميره که . يکي از خواهرها رو بکشه

  • آبجی

    اسم
  • ترجمه های کمتر

    • برادرها
    • تنیها
    • دوقلوها
    • سهقلوها
    • همپدمارها
    • چهارقلوها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soeur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "soeur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه