ترجمه "sol" به فارسی

خاک, زمین, طلا بهترین ترجمه های "sol" به فارسی هستند.

sol noun masculine دستور زبان

Note de musique située entre fa et la. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاک

    noun

    couche superficielle et meuble de la croûte terrestre

    Or le sol et la végétation n’ont évidemment pas été ‘ joyeux avec allégresse ’ au sens littéral.

    ما میدانیم که خاک و گیاهان به طور صوری ‹شادمان› نبودند.

  • زمین

    noun

    Une pomme tomba au sol.

    سیبی روی زمین افتاد.

  • طلا

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • فرش
    • كف
    • کف
    • کف زمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sol
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرکات زمینی

تصاویر با "sol"

عباراتی شبیه به "sol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه