ترجمه "sombre" به فارسی

تاریک, اخمو, استخوانی بهترین ترجمه های "sombre" به فارسی هستند.

sombre adjective verb masculine دستور زبان

Ayant un manque de lumière absolu ou (plus souvent) relatif. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریک

    adjective

    J'ai trouvé le livre facilement malgré le fait qu'il faisait sombre dans la pièce.

    کتاب را به آسانی پیدا کردم، با آنکه اتاق تاریک بود.

  • اخمو

    adjective masculine
  • استخوانی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • افسرده
    • بدخلق
    • تار
    • تسلی ناپذیر
    • تیره
    • حزین
    • دلتنگ کننده
    • رام نشده
    • شب
    • عبوس
    • محزون
    • ملالت انگیز
    • نحیف
    • ویران
    • پریشان کننده
    • کج خلق
    • کدر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sombre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sombre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sombre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه