ترجمه "sommeil" به فارسی

خواب, خوابیدن, بيداري بهترین ترجمه های "sommeil" به فارسی هستند.

sommeil noun masculine دستور زبان

État inconscient nécessaire à la vie. ''(Sens général).'' [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواب

    noun

    état naturel récurrent de perte de conscience

    Le sommeil est important mais son existence reste une énigme.

    خواب مهم است، اما اینکه چرا وجود دارد یک معما باقی مانده است.

  • خوابیدن

    verb masculine

    État de repos physiologique périodique durant lequel la conscience est suspendue et le taux métabolique est réduit.

    Ecoute, j'ai une technique de sommeil incroyable que mon coach de sommeil m'a apprise.

    گوش کن, من یه تکنیکه خیلی خوب واسه خوابیدن بلدم که مربی خوابم بهم یاد داده

  • بيداري

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • خفتن
    • خواب رفتن
    • خواب سبک
    • خواب عمیق
    • رهایی
    • نوم
    • چرت
    • چرتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sommeil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sommeil"

عباراتی شبیه به "sommeil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sommeil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه