ترجمه "sortie" به فارسی
خروجی, خروج, دررو بهترین ترجمه های "sortie" به فارسی هستند.
sortie
noun
particle
feminine
دستور زبان
sortie (puissance fournie, périphérique) [..]
-
خروجی
Deuxièmement, en tant que machine, je pourrais placer des informations digitales, des sorties, dans la réalité.
دوم، به عنوان یک دستگاه، میتوانم اطلاعات دیجیتال را، یا بگوییم خروجی را، در واقعیت قرار دهم.
-
خروج
noun feminineLes gars, qui pourrait étre notre moyen de sortir d'ici.
بچه ها ، اين شايد تنها راه خروج مون باشه.
-
دررو
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- محصول
- کوچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sortie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sortie"
عباراتی شبیه به "sortie" با ترجمه به فارسی
-
برآمدن · حریف شدن
-
دمارشی
-
تیپ · جور · رقم · طبقه · قسم · نوع · گونه
-
بخت · تقدیر · خوشبختی · سرنوشت · مخمصه · وفا · وفاداری
-
راهپیمایی فضایی
-
دستگاه خروجی
-
تابع کار
-
خروج بصورت آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن