ترجمه "souder" به فارسی
جوش دادن, لحیم, لحیم کردن بهترین ترجمه های "souder" به فارسی هستند.
souder
verb
دستور زبان
-
جوش دادن
verb -
لحیم
nounMaintenant, on va délicatement souder les diodes si nous devons parfaitement reliée la fréquence des communications.
حالا اگه بخوایم که فرکانس رادیو رو شفاف دریافت کنیم باید دیودها رو با احتیاط لحیم کنیم
-
لحیم کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " souder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "souder" با ترجمه به فارسی
-
عملیات قلیایی
-
جوش شیرین · سود · سودا · کربنات سدیم
-
جوش شیرین · سودا · کربنات سدیم
-
سدیم بیکربنات
-
سدیم نیترات
-
جوش شیرین
-
هاويه · هویه
-
خمير سولفاتي · خمير سولفيتي · خمير قليايي · خمیر شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن