ترجمه "souffler" به فارسی
وزیدن, foot kardan, انفجار بهترین ترجمه های "souffler" به فارسی هستند.
souffler
verb
دستور زبان
Pousser en soufflant. [..]
-
وزیدن
verb -
foot kardan
verb -
انفجار
nounSi je dois mourir dans un souffle nucléaire, que ce soit ainsi.
اگه قراره من تو يه انفجار هسته اي بميرم ، پس بزار بشه
-
ترجمه های کمتر
- به رخ کشیدن
- تمایل
- تند باد
- رجز خواندن
- لاف زدن
- مزمزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " souffler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "souffler"
عباراتی شبیه به "souffler" با ترجمه به فارسی
-
بروئی
-
ذرت بو داده · پاپکرن · پف فیل · چس فیل
-
سوفل قلب
-
تنگی نفس
-
انفجار · بازدم · تمایل · تند باد · دم · غرغر · فرصت · مزمزه · من من · مکث
-
از نفس افتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن