ترجمه "source" به فارسی
چشمه, منبع, چشمههای آب بهترین ترجمه های "source" به فارسی هستند.
Endroit où l'eau s'écoule naturellement d'une roche ou du sol sur la surface de la terre ou sur une eau de surface. [..]
-
چشمه
nouneau qui sort naturellement de terre [..]
Le sol torride sera devenu comme un étang couvert de roseaux, le sol desséché comme des sources d’eau.
شورهزار به برکه، و زمین خشک و تشنه به چشمه تبدیل خواهند گردید.
-
منبع
nounChose ou personne de laquelle dérive quelque chose, ou qui représente un principe ou une cause.
Quelle est votre plus grande source d'inspiration ?
بزرگ ترین منبع الهام شما چیست؟
-
چشمههای آب
Ils s'épanouissent dans des lieux exotiques comme les cheminées ou sources hydrothermales.
و اینها در جاهای غیرطبیعی زمین هم مثل منافذ هیدروترمال و چشمههای آب گرم موجودند.
-
ترجمه های کمتر
- اصل
- اصل وسرچشمه
- باعث
- بانی
- بیرون ریزی
- جنین
- خالق
- ریشه
- سر چشمه
- سرچشمه
- فواره
- منبع خبر
- منصف
- مولف
- نویسنده
- چشمهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " source " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "source"
عباراتی شبیه به "source" با ترجمه به فارسی
-
چشمه نور
-
داده منبع
-
منابع انرژی (خاستگاه انرژی)
-
چشمه آب گرم
-
منبع دست دوم
-
مدیریت منبع
-
ویرایشگر کد منبع
-
نرمافزار متنباز