ترجمه "stade" به فارسی
ورزشگاه, استادیا, استادیوم بهترین ترجمه های "stade" به فارسی هستند.
stade
noun
masculine
دستور زبان
Grande structure pour les sports et les divertissements en plein air.
-
ورزشگاه
nounGrande structure pour les sports et les divertissements en plein air. [..]
Des milliers sont retenus dans leurs maisons, sur des stades.
هزارن نفر از مردم تو خونهاشون و ورزشگاه ها نگه داري ميشن...
-
استادیا
unité de longueur antique
-
استادیوم
noun masculineL'équipe défaite quitta lentement le stade.
تیم بازنده به آرامی استادیوم را ترک کرد.
-
مرحله
noun masculineDes millions d’autres n’avaient pas encore atteint ce stade.
میلیونها نفر از حاضرین دیگر، هنوز به این مرحله نرسیده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stade"
عباراتی شبیه به "stade" با ترجمه به فارسی
-
مراحل تکامل جانوری · مراحل تکوینی جانوری
-
استادیوم المپیک
-
مراحل تکاملی · مراحل تکوینی · مراحل رشد
-
مراحل تكامل گياهي · مراحل تکوین گیاهی
-
مرحله پیشنشخواری
-
ورزشگاه آزادی تهران
-
اشكال نونهال در گياهان · نونهالی گیاهان
-
عفونتهای نهفته · مراحل تحت باليني بيماري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن