ترجمه "star" به فارسی

ستاره, ستاره سینما بهترین ترجمه های "star" به فارسی هستند.

star noun feminine دستور زبان

Personne notable ou populaire, souvent acteur ou athlète.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    Je suis venu en ville pour devenir star.

    به اين شهر بزرگ اومدم تا ستاره سينما بشم.

  • ستاره سینما

    noun

    Je suis une star de cinéma, j'ai 51 ans, et je n'ai pas encore utilisé de Botox.

    من یک ستاره سینما هستم، ۵۱ سال دارم، و هنوز از بوتاکس استفاده نکردهام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " star " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Star

Star (ferry)

+ اضافه کردن

"Star" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Star در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "star"

عباراتی شبیه به "star" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "star" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه