ترجمه "station" به فارسی

ایستگاه, ایستگاه کلانتری, مرکز پلیس بهترین ترجمه های "station" به فارسی هستند.

station noun feminine دستور زبان

lieu où s’arrête un véhicule [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun

    lieu où s’arrête un véhicule

    Sans m'en être rendu compte, j'étais suivie depuis que j'avais quitté la station.

    اصلاً متوجه نشده بودم که تمام راه رو از ایستگاه تحت تعقیب بودم.

  • ایستگاه کلانتری

    noun
  • مرکز پلیس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پایگاه
    • پمپ بنزین
    • کلانتری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " station " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "station"

عباراتی شبیه به "station" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "station" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه