ترجمه "style" به فارسی
سبک, اندام ماده گل, برچهها بهترین ترجمه های "style" به فارسی هستند.
style
noun
masculine
دستور زبان
décence (vêtement) [..]
-
سبک
adjective nounFête ton propre style. Ne dessine pas de la manière dont on te dit de le faire.
به سبک خودت بچسب. در سبکی که دیگران می خواهند، نکش.
-
اندام ماده گل
noun masculine -
برچهها
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- تخمدانهاي گياهي
- تخمكها
- خامه
- خامه (بخش گياهي)
- رسم معمول
- سوزن
- عمومی و رایج
- عنوان نوشتن
- قوه تشخیص
- كلاله
- مادگی
- متداول شدن
- مد کردن
- معمول کردن
- نام نهادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " style " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "style"
عباراتی شبیه به "style" با ترجمه به فارسی
-
سبک عنوان
-
سبکهای نگارگری
-
محیط سبک
-
صفحه سبک
-
سبک قلم
-
رویانداز آبشاری سبک
-
سبک متحرک
-
سبک چیدمان · چیدمان صفحه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن