ترجمه "substitut" به فارسی
جایگزین, قائم مقام بهترین ترجمه های "substitut" به فارسی هستند.
substitut
noun
masculine
دستور زبان
Quelque chose fait pour en imiter une autre, typiquement de qualité inférieure.
-
جایگزین
noun masculineLe miel est un substitut nutritionnel excellent du sucre ordinaire parce qu'il y a différents types de sucres dedans.
عسل یک جایگزین عالی برای شکر معمولیست چون انواع مختلف شکر در آن هست.
-
قائم مقام
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substitut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "substitut" با ترجمه به فارسی
-
ترک سیگار با چسب نیکوتین
-
اولسترا (جانشین چربي)
-
غذامانندها · غذاهاي بدلي · غذاهاي جايگزين · غذاهاي ساختگي · غذاهاي مصنوعي · غذاهای شبیهسازیشده
-
شبه گوشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن