ترجمه "subtil" به فارسی
تيز, لطیف, ماهرانه بهترین ترجمه های "subtil" به فارسی هستند.
subtil
adjective
masculine
دستور زبان
-
تيز
adjective -
لطیف
adjectiveAh, la touche Hannen, si brillante, si subtile.
صدایی که هَنن از پیانوش در میآورد خیلی زیبا و لطیف بود
-
ماهرانه
adjective" La voie de l'amour n'est pas un débat subtil.
" روش عشق ورزيدن ، يه استدلال ماهرانه نيست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subtil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن