ترجمه "sueur" به فارسی

خوی, عرق, عرقکردن بهترین ترجمه های "sueur" به فارسی هستند.

sueur noun feminine دستور زبان

Fluide secreté par les glandes sudoripares dans la peau afin de réguler la température corporelle.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوی

    noun feminine
  • عرق

    noun

    Non, mais ils courraient et ils étaient en sueur, et ils n'arrêtaient pas de regarder par la fenêtre.

    نه ، ولي همشون دويده بودن و خيس عرق بودن و دائم از پنجره بيرون رو نگاه ميکردن.

  • عرقکردن

  • ترجمه های کمتر

    • تاس کباب
    • تعریق
    • عرق بدن
    • عرق ریختن
    • عرق ریزی
    • عرق کردن
    • نگرانی
    • کارسخت
    • گرمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sueur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sueur"

عباراتی شبیه به "sueur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sueur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه