ترجمه "suffisant" به فارسی
کافی, بسنده, از خود راضی بهترین ترجمه های "suffisant" به فارسی هستند.
suffisant
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Satisfait avec soi-même ou avec ses propres actions.
-
کافی
adjectiveMême une chèvre plaît, si la dot suffit.
اگر جهازیه کافی باشد، بز ماده هم خوشایند است.
-
بسنده
adjective -
از خود راضی
adjective masculine(Matthieu 5:3). Celui qui est suffisant, ou qui ne recherche pas la vérité, n’est pas conscient d’avoir des besoins spirituels.
(متی ۵:۳، انجیل شریف) یک شخص از خود راضی یا کسی که در جستجوی حقیقت نیست، از نیازی روحی آگاهی نخواهد داشت.
-
ترجمه های کمتر
- ازخودراضی
- بس
- به اندازه
- به اندازه کافی
- خود بین
- خیلی محتاط
- مساوی
- یاسم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suffisant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suffisant" با ترجمه به فارسی
-
لازم و کافی
-
بس بودن · بسنده بودن · کافی بودن · کفایت کردن
-
بس است · بسه
-
بس بودن · بسنده بودن · کافی بودن · کفایت کردن
-
بس است · بسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن