ترجمه "surveiller" به فارسی
نظارت کردن ترجمه "surveiller" به فارسی است.
surveiller
verb
دستور زبان
Maintenir sous surveillance. [..]
-
نظارت کردن
verbJ'ai surveillé tous les faits et gestes de la maison intelligente.
هر چیزی را که خانه هوشمند انجام میداد را نظارت کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surveiller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "surveiller"
عباراتی شبیه به "surveiller" با ترجمه به فارسی
-
مراقبت و تنبیه
-
حبس خانگی
-
مراقب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن