ترجمه "suture" به فارسی

بخیهها, بخیه, درز بهترین ترجمه های "suture" به فارسی هستند.

suture noun verb feminine دستور زبان

Matériel en forme de fil utilisé en chirurgie pour fermer, lier ou attacher des tissus ou des structures.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخیهها

  • بخیه

    noun feminine

    Pour ces patients précis, nous ne faisons que suturer ces matériaux.

    برای این بیماران خاص، ما در واقع این مواد را فقط بخیه میزنیم.

  • درز

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • درزهای سر
    • سوچورها
    • چاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suture " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Suture
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخیه

    Pour ces patients précis, nous ne faisons que suturer ces matériaux.

    برای این بیماران خاص، ما در واقع این مواد را فقط بخیه میزنیم.

عباراتی شبیه به "suture" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suture" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه