ترجمه "syndrome" به فارسی
سندرم, نشانگان, همرفت بهترین ترجمه های "syndrome" به فارسی هستند.
syndrome
noun
masculine
دستور زبان
-
سندرم
nounSouvent, les conséquences du syndrome de Capgras sont tragiques.
اغلب، آخر سندرم کاپرس به یه تراژدی ختم میشه.
-
نشانگان
Le syndrome de compression est dû au potassium.
نشانگان له شدگي در اصل از پتاسيم به وجود مياد
-
همرفت
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syndrome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "syndrome" با ترجمه به فارسی
-
نشانگان نورولپتیک بدخیم
-
ایدز
-
سندرم سروتونین
-
سندرم شوگرن
-
سندرم متابولیک
-
سندرم پیش از قاعدگی
-
مسمومیت پرتوی
-
سندرم ساوانت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن