ترجمه "tabac" به فارسی

تنباکو, توتون, تنباكو بهترین ترجمه های "tabac" به فارسی هستند.

tabac adjective noun masculine دستور زبان

plante [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنباکو

    noun

    Plante

    J'ai oublié de cracher mon tabac, donc j'ai dû l'avaler.

    من يادم رفته بود تنباکو رو تف کنم واسه همين مجبور شدم بخورمش.

  • توتون

    noun

    Beijerinck voulait découvrir la cause de la maladie mosaïque du tabac.

    بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد. بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد.

  • تنباكو

    noun masculine

    Plus de fromage ni de tabac pour ces garçons.

    آه... ديگه پنير و تنباكو به اينها ندين

  • ترجمه های کمتر

    • سيگار
    • tutun
    • انفيه
    • تنباكوي جويدني
    • دخانیات
    • سيگارهاي برگ
    • نیکوتیانا تاباکوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tabac " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tabac"

عباراتی شبیه به "tabac" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tabac" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه